چه کسی وسعت اندوه مرا باور کرد؟ چه کسی؟ چه کسی روی سیاهم همه را شبنم کرد چه کسی؟ چه کسی شاخه گلهای درونم همه راپرپر کرد؟ چه کسی؟ چه کسی بود که بشکست صدایم به سکوت؟ |
آه اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم اگه تو رو داشته باشم
به هر چي مي خوام ميرسم![]()

روز من قصۀ تنهائيها
مانده بر خاك و اسير ساحل
ماهيم. ماهي دور از دريا
هيچكس با دل آوارۀ من لحظه اي همدم و همراه نبود
هيچ شهري به من سر گردان ، در دروازۀ خود را نگشود....![]()
اين گل سرخ من است دامني پركن از اين گل ![]()
كه بري خانه دشمن كه فشاني به دوست
راز خوشبختي هركس به پراكندن اوست
تو هم اي خوب من ' اين نكته به تكرار بگو
اين دل آويزترين شعر جهان را همه وقت
فرشته های خدا قلبش از عشق بود، پاهايش از استواري و دست هايش از دعا اما شيطان از عشق و استواري و دعا متنفر بود پس كيسه شرارتش را گشود و محكم ترين ريسمانش را بیرون آورد ريسمان نا اميدي را نا اميدي را دور زندگي او پيچيد ، دور قلب و استواري و دعاهايش |
چشم بگشای که ديگر به خدا دير شده همه ذرات وجودم به تو تعبير شده
چشم بگشای که بيچاره پلنگ دل من در هوای مه روی تو زمينگير شده
چشم بگشای ، در ميکده را باز بکن چشم من باز به چشمان تو زنجير شده |
بيهوده تو را دوست دارم
بيهوده زندگي مي كنم
اين زندگي را قسمت نخواهيم كرد.![]()
![]()
![]()
|
مال منی و به اندازه دلم یا معبدی که به سمت تو مایلم بغض شبانه که از راه می رسد خورشید وار می آیی مقابلم حالا که از تو به دریا رسیده ام پس کو بساط رسیدن به ساحلم
|












آتدون منی گئدون آیروب روحی بدننن
یانسین او فلکلر کی آیردی سنی مننن
بیر گون یئتیشسه ،گلسئگ اگر اوز اوزه سننن
گوزلریمه باخارسان نه جسارت له وفاسیز





|
وقتی چشمات ديگه اشكی برای ريختن نداشته با شه وقتی ديگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی وقتی ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن..
وقتی از درون تمام وجودت يخ بزنه .... وقتی چشم از دنيا ببندی وآرزوی مرگ كنی... وقتی احساس می كنی ديگه هيچ كس تو رو درك نمی كنه وقتی احساس كنی تنها ترين تنهای دنيا هستی ووقتی باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد
کاش روزی بار دگر تو را پیدا می کردم
مثل شاخه گلی. تو را از شاخه جدا می کردم
عمریست که من قصه عشق تورا می خوانم
ساده گویم:من ازاین عشق تورا می خواهم
به یاد آن شب که تورا در خواب می دیدم
این روزها دلم را درعشق تو اسیر می بینم
گر چه بین من وتو فاصله هاست.اما می دانم
تا ابد برای دیدن روی ماهت منتظر می مانم
از غم ندیدنت گاه گاهی برای خود می گریم
به حال و روزعجیب خود شب و روز می خندم
چگونه گویم که تو را من دوست می دارم
و برای وصال تو گل امید را در سینه می کارم
عزیزم خواستی بیا . من به تو قولی می دم
هرچی بگی.هر چی بخوای.من برات همون می شم
تورو خوب می شناسمت.تو همونی که می خوام
هر جا باشی.هرجا بری.من به دنبالت می آم
ای همه وجود من.آخرش بدون تومن می میرم
در خیال خام خود تو را همیشه کنارخود می بینم
خدای من:منو ببخش.اما ازت کمک می خوام
من ازتوی مهربون عشقم یعنی لیلا رومی خوام
لیلای من یه روزمیاد.این رومن خوب می دونم
برای دیدنش تو این روزها لحظه شماری می کنم
تمام مشکل من این است که گاهی می پندارم
روزی من را نخواهد وگوید: من بدون تو می مانم
![]() ![]()
|

چهزيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن
چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن
چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن
عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم .
نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.
يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت
ولی ....





دوست دارم
حتي اگر قرار باشد
شبي بي چراغ، در حسرت يافتنت
تمام پس كوچه ها را
زير باران، قدم بزنم.

در شبان غم تنهائی خویش
عابر چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام

عشق غرور دروغ
آنگاه انسان مجبور نبود به خاطر عشق از روی غرور دروغ بگويد.


گر باد بودم مي وزيدم
اگر ابر بودم مي باريدم
اگر خورشید بودم مي تابيدم
اگر خدا بودم مي آفريدم تا بدوني
دوستت دارم
اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم
اگر خورشید بودي در پرتوات خود را گرم مي کردم
اگر باد بودي چون برگ خزان خود را به دستت مي سپردم
اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بدوني
دوستت دارم
اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم
از تو خورشید باشکوهي به وجود مي آوردم
تو را نسيم ملايمي مي کردم
از تو خدايي بزرگ مي ساختم
تا بدوني که فقط تو رو دوست دارم
تقدیم به کسی که دوستش دارم



![]()


![]()
و با مردمان چشمت به زندگی نشسته ام![]()
پس هیچ گاه چشمانت را به گریه وامدار![]()
زیرا در یک چشم بر هم زدن![]()
سقف آرزوها بر سرم آوار خواهد شد![]()

از پشت پر چین سالهای کوچ
از آنسوی بی کسی همراه با اولین نسیم وصل
و برای گلدان خالص دلت
هزار سبد گل مهر تحفه خواهم آورد
پس همیشه منتظر باش منتظر آخرین شبنم برگ...

خوب بگذریم بریم سر اصل مطلب:
من این وبلاگو راه انداخته بودم که در مورد عشق پاکمونو بگیم ولی خوب انگار....
خیلی هم سعی کردم ولی دیگه زیاد پافشاری نمی کنم چون می خوام راحت باشی
ولی (ح) از دلم نیومد وبلاگو حذفش کنم حالا بستگی به تو داره
می تونی بعضی وقتها مطلبی خواستی بهش اضافه کنی
و یا اصلا حذفش کنی هر جور دوست داری....
خداحافظ ......
| دلـــم می خواد ببخشمــــــت | |
دلـــم می خواد ببخشمــــــت دلم می خواد ببخشمت اما دیگه نمی تونم زخم دلمن بزرگ شده دیگه پیشت نمی مونم می خوام برم تا گم بشم که دیگه پیدام نکنی زخم دلم بزرگ شده از این بزرگتر نکنی باید برم که دیگه دل یه جای سالم نداره به جز گناهه عشق تو طفلی گناهی نداره داغی که از عشق تو خورد یه عمر باید یادش باشه زخم هاش که خوب شد یه روز داغ دلش تازه بشه دلم می خواد ببخشمت اما دلم جون نداره دریای عشق من به تو یه قطره بارون نداره دلم می خواد ببخشمت اما دلم جون نداره دریای عشق من به تو یه قطره بارون نداره را مین می خوامت ![]() |
نهایت فراموشم نکن
می خواهم تا ابد عاشق بمانم
می خواهم برای عشق بخندم و برايش گريه كنم
می خواهم با عشق به خدايم برسم
می خواهم عشق را ثابت كنم
می خواهم برای عشق بميرم
می خواهم برای تو بميرم
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@@@@@@@@@_____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
______________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@__نو ید__@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
______________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
_______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
______________________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
بیش از عشق بر تو عاشقم

ناممکن است که احساس خود را نسبت به تو
با واژه ها بیان کنم
این سرشارترین و والاترین احساساتی هستند که تا کنون داشته ام
با این همه هنگامی که می خواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم
واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند .
گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم
فقط می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم ...
آن گاه که با توام
احساس پرندایی را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند
آن گاه که با توام
چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند
آن گاه که با توام
چون امواج دریا هستم
که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند
آن گاه که با توام
رنگین کمانی پس از توفانم
که پرغرور رنگهایش را نشان می دهد
آن گاه که با توام
گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگرفته
این ها تنها ذره ای نا چیز از احساس والای با تو بودن است
شاید واژه ی « عشق » را ساخته اند
تا احساسی چنین عمیق و هزاران سو را بیان کند
اما باز هم این واژه کافی نیست
با این همه چون هنوز بهترین است
بگذار بگویم و باز بگویم
بیش از عشق بر تو عاشقم
حرف هايي است براي نگفتن و ارزش عميق هر کسي به اندازه حرف هايي است که براي نگفتن دارد.
ستاره به چشم کوچک مي نمايد اما اين گناه چشم است نه کوچکي ستاره!.
ادب خرج ندارد ولي همه چيز را خريداري مي کند .
وقتي شطرنج تمام مي شود ، شاه و سرباز را در يه کيسه يا قوطي مي اندازند.
اشکال شتر اين است که کوهان خودش را نمي بيند .
بيچاره انسان در جواني نادان است در پيري ناتوان .
کسي که کم دارد فقير نيست فقير کسي است که زياد مي خواهد.
دوست آن است که راست بگويد نه آنکه دروغ تو را راست شمرد.
بعيد نيست در آب آرام هم تمساح وجود داشته باشد .
آن که عشق مي کارد اشک درو مي کند .
هيچ چيز در اين دنيا اتفاقي نيست .
نخستين گام براي از ميا برداشتن يک ملت، پاک کردن حافظه ي آن است.
مردان اسرار ديگران را حفظ مي کنند و زنان اسرار خود را .
تا وقتي در رودخانه هستي به بچه تمساح توهين نکن.
مانند ابر بالا نرو تا مانند مه ناپديد گردي .
خداوند به گاو وحشي شاخ کوتاه مي دهد .
مردي که کوه را از ميان برداشت ، کسي بود که شروع به جمع کردن کردن سنگريزه ها کرد .
سکوت زباني است که تمام ملت ها ي مختلف آن را مي فهمند.
دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو ، بلکه به خاطر شخصيتي که هنگام با تو بودن پيدا ميکنم.
دوست واقعي کسي است که دستاي تو را بگيرد ولي قلبت را لمس کند .
بدترين شکل دل تنگي آنست که در کنار او باشي ولي بداني که هرگز به او نخواهي رسيد.
تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ولي براي بعضي از افراد تمام دنيا هستي.
هرگز لبخند را ترک نکن ، حتي وقتي که ناراحتي ، چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود .
اگر ياد بگيريد به مشکلات خود بخنديد ، پس هميشه چيزي داريد که به آن بخنديد.
با اين همه رنگ هاي تماشايي شرم آور است که زندگي را سياه و سفيد ببينيم

|
|
|||||||||||||
| |||||||||||||
|
: لینک باکس |
|||||||||||||
میخوام تورو ماچ کنم
![]() |
|
+ نوشته ش |



دزدی بلد نبودم
حتی با کليدی که دستم دادی
فقط درهای پشت سرم را قفل کردم
تمام من رو تو دزديدی![]()
زندگی افسانه ی افسانهاست
هرکه دلبندد ديوانه ی ديوانهاست
عشق را دوست دارم نه در قفس
عشق را دوست دارم نه در هوس
عشق را دوست دارم تا آخرين نفس



در عرض يک دقيقه مي شه يکي رو خورد کرد ... ![]()
در عرض يک ساعت مي شه کسي رو دوست داشت ... ![]()
در عرض يک روز مي شه عاشق شد ... ![]()
ولي يه عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کني .![]()

گفتم تو شيرين مني
گفتا تو فرهادي مگر
گفتا خرابت مي شوم
گفتا تو ابادي مگر
گفتم ندادي دل به من
گفتا تو جان دادي مگر
گفتم ز کويت مي روم
گفتا تو ازادي مگر
گفتم فراموشم مکن
گفتا تو در يادي مگر
گفتم که بر بادم مده
گفتا تو بر بادي مگر
گفتم که اين پست رو بخون
گفتا که الافم مگر

دلم مي خواهد بر بال هاي باد بنشينم و آنچه راكه پروردگار جهان
پديد آورده زير پا گذارم تا مگر روزي به پايان اين درياي بي كران
رِسَم و بدان سرزمين كه خداوند سر حدّ جهان خلقتش
قرارداده است فرودآيم. از هم اكنون در اين سفردور
و دراز ستارگان را با درخشندگي جاوداني خود
مي بينم كه راه هزاران ساله را در دل افلاك
مي پيمايند تابه سرمنزل نهاييِ سفر
خودبرسنداما بدين حداكتفانميكنم
وهمچنان بالاتر مي روم. بدانجا
مي روم كه ديگرستارگان
فلكرا در آن راهي
نيست.
به جوانی گفتندعشق چیست؟گفت پول و ثروت
به پیری گفتند عشق چیست ؟ گفت عمر
به عاشقی گفتند عشق چیست؟ چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست![]()

خوكردي
قفس را ميل رها شدن نيست من با تمام جانم پر بسته واسيرم بايد كه باتو باشم در پاي تو بميرم عهدي كه با تو بستم هرگز شكستني نيست اين رشته تا دمه مرگ هرگز گسستني نيست
من ماندم تا بدان
می خوام از تو بنویسم قلمم نمینویسه
کاغذ نامه ی دیشب هنوز از اسم تو خیسه
میخوام از تو بنویسم از تویی که تموم روزای من ، تموم رویاهای من ،
تموم زندگیم و آرزوهام مال توئه . خدای مهربونم تو شاهدی که چقد دوستش دارم .
تو شاهدی که تنها امید من بعد از تو اوست ...
خدای مهربونم ازت ممنونم واسه ی همه ی نعمتهات ... .آره تو واسم بزرگترین نعمتی که
خدا داده ... بزرگترین رحمت ...، یه روز بی خبر اومدی ، بی خبر وارد زندگیم شدی و بی خبر دلمو
بر داشتی و بردی ، حالا ازت میخوام بی خبر منو تنها نذاری ، بی خبر از زندگیم نری و بی خبر دلمو
جا نذاری ... . دیگه واقعا چیزی ندارم واسه اینکهدارم .فقط میتونم بگم
که پیش تو راضی به مرگم ...
" دوست دارم "
ند که عشق یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
![]()
![]()
بهت ثابت کنم چقدر دوستت

هنوز وارد دنيا نشده بودم مي ترسيدم. خدا گفت:"برو" !گفتم:"نه"!
غمگین تر از زمستان کیست ؟
پاییز
- او هیچ گاه بهار را ندیده است...
پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد با این همه وقتی از منبر باد بالا می رود درخت ها چه
زود به گریه می افتند .
پاييز طلايی رنگ رنگ برگ ريز من... امسال هم گذشت و عاشقانه هايم را با تو سرودم مرا
ببخش که نگذاشتند رنگهايت را به نظاره بنشينم. خش خش برگهايت را زير پاهايم حس
کنم ...از بارش باران سوزنيت بروی صورتم احساس رهايی کنم ...
امروز همان فردايي است كه ديروز اينقدر منتظرش بودی!
امروز همان فردايي است كه ديروز اينقدر منتظرش بودی!

و پاییز امسال را نیز بدون تو گذراندم...
دوستت خواهم داشت............................بی آنکه بگویم.
درد دل خواهم گفت.................................بی هیچ کلامی.
گوش خواهم داد..................................بی هیچ سخنی.
در آغوشت خواهم گریست.......................بی آنکه حس کنی.
در تو ذوب خواهم شد..............................بی هیچ حرارتی.
اینگونه شاید احساسم نمیرد.
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم ....
![]()
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگینو خستم
یادت نمی یاد اون همه قولو قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پایه این همه قولو قرار من نشستم
![]()
![]()
![]()
![]()
















