۱. خیلی میخوامت(ماشاالله پسرها همه رو میخوان)
۲.همیشه به یادتم(مخصوصا موقع لالا)
۳.تا اخرش با هاتم(ولی از یه نوع دیگش)
۴.غیر تو به هیچکسی فکر نمیکنم(اره جون عمت)
۵.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حین تلفن شت خطی داشته باشی)
۶.تا حالا با هیچ دختری انقدر صمیمی نبودم(به جز خواهرم)
۷.دوستت دارم(دروغ سال ۸۵)(که مد شده)
کاش می توانستم در زندان تنم بمیرم!
اما بدون توبهشت هم جهنم است
پریسا دوست دارم![]()
![]()
![]()
روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد : همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ي ميلاد برابر شد و رفت
او کسي بود که از غرق شدن مي ترسيد
عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد
پسري ساده که يک روز کبوتر شد و رفت
۱. اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری
۲. اگه لباسای معمولی بپوشن میگن تو اصلاْ سلیقه نداری
۳. اگه زیاد بگن دوست دارم میگن باز چه نقشه ای تو سرته ؟
۴. اگه نگن دوست دارم میگن پایه کسه دیگه ای وسطه
۵. اگه زیاد بهشون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری ؟
۶. اگه یه مدت زنگ نزنن میگن مثله اینکه سرت خیلی شلوغه
۷. اگه تو خونه زیاد بخندند میگن دیونه شدی ؟
۸. اگه نخندن میگن چه مرگته ؟
۹. اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمشه
۱۰. اگه شام نخوان میگن معلوم نیست با کی شام کوفت کرده
در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي... پرستو محکوم به کوچ کردن... شمع محکوم به اشک ريختن... خارها محکوم به تنهايي... روز محکوم به غروب کردن... شب محکوم به رسيدن... قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش...؟
اگه یک روز کسی بهت گفت که دوست دارم توسعی نکن بهش بگی دوسش داری
اگه گفت عاشقته سعی نکن عاشقش باشی
اگه بهت گفت همه زندگیش تویی سعی نکن همه زندگیت باشه
چون یک روز میاد و بهت میگه که ازت متنفرم اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی
اینم از عکسهای خودمون که با بروبچ هستیم![]()
![]()


گفتن آه بر من حرام خواهد شد آن هنگام که بال پروانه می شکند و او فرصت آه گفتن ندارد و
چه کوتاه است فاصله ی آه تا مرگ

سلام
اومدم بگم که تا یه مدت نمی تونم بیام طولانی و کوتاهشو نمی دونم اما می دونم که از الان همین الان دلم تنگ شده![]()
موفق باشید![]()
![]()
به تنهايي عادت دارم
به اين سایه سهمگين سكوت
به اين خاطرات سوخته خاكستر..................
.
.
.
.
عجله نكن!
ارامتر گام بردار
زندگي من گذري بي عبور است.....................
یه دعایی واستون می کنیم ........................ « الهی هر کسی که عاشقش هستی بیشتر از تو عاشقت شود » تقديم به تمام كسايكه يه روزي دلشون شكست و هرگز زخم دلشان مرحمي نداشت
اونی که میخواستم منو تنها گذاشت رفت
اونی که میخواستم دلمو شکستو![]()
به پای یک عشق جدید نشستو
چشم روی آرزوم همیشه بستو
پشت مه پنجرمون رها شد
اونی که میخواستم مثل اشک چکیدو
تو طول راه باز یه کسیرو دیدو
به آرزوش انگار دیگه رسیدو
به خاطر هیچی ازم جدا شد
اونی که میخواستم منو تنها گذاشت رفت![]()
اونی که میخواستم دل ازم بریدو
بین گلها یه گل تازه چیدو
به اونی که دلش میخواست رسیدو
با غم و غصه منو آشنا کرد![]()
اونی که میخواستم منو برد بهشتو
اسم منو رو سر درش نوشتو
بهونه کرد بازی سرنوشتو
تو شهر رویاها منو رها کرد
اونی که میخواستم منو برد از یادو![]()
رفت پیش اون کس که دلش میخوادو
زد زیر عشقش که یادش نیادو
مثل همه آدما بیوفا شد
اونی که میخواستم منو تنها گذاشت رفت![]()
![]()
![]()







درسیاهی ها رهایم می کنی آخر چرا؟
پاک ازچشمت جدایم می کنی آخر چرا؟


دايماً در پیچ وتاب موی تو گم می شوم
درپریشانی رهایم می کنی آخر چرا؟

کوچه های شهررا من می شناسم مو به مو
راهی بیراهه هایم می کنی آخر چرا؟


لا به لای لحظه ها در خلوت دلواپسی
با غریبی آشنایم می کنی آخر چرا؟

باز چشمان سیاهت کم محلم می کنند
می روم ، اما صدایم می کنی آخر چرا؟


گر چه واپس می زنی دست نیازم را ولی
خوب می دانم دعایم می کنی آخر چرا؟
خسته ام از حبس و ديوار و قفس خسته ام از حجم سنگين نفس خسته ام از ابر و بارون و غبار از طلوع و غروب اين ديار خسته ام از ديدن هر منظره از طبيعت اندرون پنجره خسته ام از رفت و امد هاي دور از كوير و دشت و صحرا و عبور خسته ام از هاي هوي بچه ها خسته ام از ظلمت اين كوچه ها خسته ام از خستگي و سادگي خسته ام از عشق و از دلدادگي
عشق تو خوابي بود و بس فقش سرابي بود و بس اين امدن اين رفتنت رنج و عذابي بود و بس
تو تنها دريچه فاصله تا بيكران داري همين كافيست اي دريا چشم مهربان داري
احظه هاي اشناي مثل يك مهتاب بود در پس اين كوچه ها تيره ام شبتاب بود از غروبي كه به قلبم گل نشاندي ماه من فلب من با ياد تو هر لحظه اي بيتاب بود
تويي شمع شب من تويي هم سفر من تويي زيباتر از ياس تويي نيلوفر من تويي همراه و هم دل تويي صاحب هر دل چه گويي از رخ تو منم مجنون و بيدل تويي سبزي صحرا تويي ابيه دريا تويي زرين خورشيد تويي سرخي دلها منم ديوانه تو تويي افسونگر من كسي خواهم ز عشقت كند ياد اور من منم اواره تو منم بيننده تو تويي چشم و چراغم منم شر منده تو منم دلتنگ رويت دلم ايد به سويت چه كردي با دل من كه كرد جستجويت نباشد چون تو زيبا چو يوسف چو زليخا فقط دانم كه نامت بود ارام جانها
اگه حتي به اندازه يك لحظه نگاهم كني همه عمرم رو فداي همون يك لحظه ميكنم
اگه حاظر باشي فقط يك بار دستم رو بگيري همه زندگيم رو
به پاي همون يك بار ميريزم اگه بخواي فقط يك بار در اغوشم بگير همه وجودم رو قرباني همون يك بار ميكنم اگه بعد قول بدي كه هر گز تركم نكني حتي اگه بهم بگي ازم متنفري تا اخر عمرم هم كه باشد عاشقت مي مونم
وقتي بارون ميباره اون قطره هاي كه ميتونم بگيرم من به اندازه اون قطره هاي كه نمي تونم بگيرم دوستت دارم
وقتي بارون ميباره اون قطره هاي كه ميتونم بگيرم من به اندازه اون قطره هاي كه نمي تونم بگيرم دوستت دارم
هر شب كه ميايد دردها و غم هايم را به ماه ميگويم و هر روز از افتاب مي خواهم مراقب تو باشد تا مبادا در سايه غم اسير شوي
كاش ميشد لحظه ها را قاب كرد روز هاي تيره را در خواب كرد كاش دنيا تا هميشه مهربان بود يا به ادماش رسم عاشقي اموخته بود كاش ميشد با محبت قفل دل را باز كرد در كنار اشك و لبخند زندگي آغاز كرد
|
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم کن
ميخندونمت .ولی می تونم باهات گريه کنم ...اگه يه روز خواستی در بری ...حتماً خبرم کن ،قول نميدم که ازت بخوام وايسی .اما می تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد ...سريع به ديدنم بيا چون بهت احتیاج دارم |
هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد![]()
![]()

سلام اینم از ایدی خودم
fagatkhodam_fagatkhodet_1
بیوک تانرینین آدینای
آذربایجان سنیخ بیر جام کیمین هرتیکسی بیر الکدن باش گوزیب سالیخ ورر
آرازباری آرازیمین شکی شیروان خاوریمین
بوارادا قارا باغیم هارداقالیب
باخ سن الله بیر قسمت بیوک ترکین قولینبیر بالاجا ملت باغلار
یابانجیلار ارک داغلارالین قولین قانادین باغلار
هارای هارای من ترکم
یاشاسین آنا یوردوم میانا
علاقه شدیدی که هم واره با محبت به تو ابراز کردم
دروغ بود احساس در حقیقت تنفر نسبت به توبود
روز به روز بیشتر میشودو هر چه تو را میشناختم
به دو رویی تو بیشتر پی می بردم
این احساس در قلب من جای گرفت که بالاخره باید
از هم جدا شویم ودیگربه هیچ وجه حاضر نیستم که
روزی شریک زندگی تو باشم و اگر چه عمر دوستی ما هم چون گلهای بهاری کوتاه بود ولی
در همین مدت توانسته ام به طبیعت فرومایه و هوس های زشت تو پی ببرم که
بسیاری از اخلاق تو برایم روشن شد و مطمئن شدم که
این خشونت و طبع تند خویی تو بالاخره تو را بدبخت خواهد کرد
اگر ازدواج ما سر بگیرد تمام عمرم را
با پشیمانی خواهیم گریست و اگر چه افسانهی آشنایی مان نیز پایانش جدایی بود و جدا از هم
خوشبخت خواهیم بود و خالا لازم است که بگویم
این موضوع را هیچ گاه فراموش نکن و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمینویسم و چقدر ناراحت کننده است اگر
باز در صدد دوستی با من باشی بنابر این از تو میخواهم
جواب نامه ام را ندهی چون نامهی تو سراسر
دروغ و تظاهر است و شاید هم
محبت است ولی من تصمیم گرفتم که برای همیشه
تو و یادگاری تلخ عشقت را فراموش کنم چون دیگر به هیچ وجه نمتوانم
خودم را راضی کنم که دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم
حالا اگر میخواهی به عشق من پی ببری نامه ام را یک در میان بخوان

دوستت دارم









