چي مي شد براي يه مدت هم كه شده ، يه قاصدك بودم ؟ ميرفتی رو به سمت سرزمينی که در آن عشق محکوم است.. و روی دروازه آن شهر پرواز را علامت ممنوع زده اند!.. من خواندم سوسوی ستاره را که باز روی آسمان سبک خيال..ميچرخيد... خوابيديم و خواب ديديم تو و آن ناز نگاهت را من و آن دل خرابم را با ساز وصالت دوباره رقصيديم و رقص مست به هوای عاشقی کرد مرا و اکنون شبم را دليلی نيست جز... ياد تو....... 


به خدا غنچه ي شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله ي صد آه شدم که افسوس
دل من به دل آن گل نرسيد
همگي مي بينيد؟؟؟
انگار تا هميشه بايد در پي چشم هايِ تو ستاره هايِ جاده را سوا کنم
و چه طولاني است
اين شب هاي بي ستاره ي جاده
شاید باور کردنی نباشد 
اما
این تقدیر است کاری نمی توان کرد
این مکانیست مقدس
که چرا ؟
روز اول که ترا دیده ام
اینجا بود ی
روز دوم
که نگاهم کردی
روز سوم
که سلامت گفتم
روزها از پی هم
فاصله ها کم و کمترمی شد
واز آن روز که رفتی همه شب
ازهمان روز که رفتی همه شب
خشت دیوار به من می گوید:
منتظر باش
کسی می آید 
نيازمندت شدم،چه حقيرانه
واژه غريب خداحافظ به ميان آمد،چه بيرحمانه
ومن سوختم،چه عاشقانه
ولي
....هنوز
بايد فراموشت کنم چنديست تمرين ميکنم من می توانم! می شود! آرام تلقين ميکنم. حالم، نه، اصلآ خوب نيست... تا بعد بهتر می شود!! فکری برای ِ اين دل ِ تنهای ِ غمگين ميکنم. من می پذيرم رفته ای، و بر نمی گردی همين! خود را برای ِ درک اين، صد بار تحسين ميکنم. کم کم ز يادم می روی، اين روزگار و رسم اوست! اين جمله را با تلخی اش صد بار تضمين ميکنم.
... 

من فقط مي دانم
كه تويي
شاه بيت غزل زندگيم
نگاه مصلوب
ازپس این حصار سرد و دلتنگی
تا ابد بر دیوار نگاهت مصلوب می مانم
می دانم که از سنگینی نگاهت دیوار خواهد شکست ندا
دلم طاقت نشستن ندا رد وقتي به چشمهايم مي نگري
چشمهايم تحمل نگريستن ندارد وقتي مرا مي نوازي
روحم پر مي كشد وقتي با من سخن مي گويي
زبانم هم كه بند مي آيد
تو بگو چه كنم با اين همه التهاب كه همه از دوست داشتن توست
غزل هايم را فراموش مي كنم
از سهراب يا نيما، فروغ يا شهريار چيزي به ياد نمي آورم
فقط بايد زمزمه كنم
زير لب به گونه اي كه تو نيز بشنوي
كسي درون من است كه از دريچه چشمم به كوچه مي نگرد
كسي درون من است...
بی تو سردم
لحظه لحظه
همه تکرار تو ام
آينه آينه
نقش بی نقش
همه ازنقش تو ام
بی تو سردم
بی تو دردم
نفسم می میرد
که تويی تو
لحظه لحظه
همه جا درنفسم
آ ه....
آيه رويش خاک
وحی....
نبض رستن بر اين خواب و خيال
رقص....
شعله در خوابگه خلوت پاک
بی تو سردم
بی تو دردم
نفسم می میرد
شايد اين بن بست
روزی کوچه شود
اما در انتهايش
ديگر خبری از تو نيست!
**********************************
سری به آسمان شب می زنم
شايد...
عبور کرده باشی
تا از انعکاس نبودنت
آرزو به دل به خواب نروم!
************************************

هواي باران داشت نگاه غمگينم
چه تلخ مي رفتي چه تلخ شيرينم
شب جدايي با تمام محجوبي
تو را صدا مي زد سکوت سنگينم
ستاره ها گفتند که باز مي آيي
چه زودباور بود دل دهن بينم
سقوط سرخم را نديده اي آيا؟
نمي کشي دستي به بال خونينم!؟
کجاست محتاجم به سکر چشمانت
که شعر هم امشب نداد تسکينم
نمي رسد دستم به دستهايت آه
چقدر بالايي چقدر پايينم.
تو الفباي عشق مني،
تمام واژه هاي زندگي ام با تو ساخته مي شود،
تمام جملات درونم از تو سرچشمه مي گيرد،
سخن دل و ديده ام تويي،
گاهي وقتها دلم مي خواهد شيرين ترين شعر جهان را بسرايم و تقديمت كنم،
دوست دارم زيباترين داستان عالم را بنويسم و به حضورت آورم،
دوست دارم فرياد بزنم،
تجلي پندارم، نواي زمزمه هايم و آواي ناگفته هايم تو هستي،
دوستت دارم،
مي دانم كه دوستم داري.
در شبهاي تجلي و طي حركت تكامل، تنها دوست دارم در مقابلت سر به زيرافكنم و به زمزمه هايت گوش فرا دهم. فقط همين.
اي همه آنچه در من روي مي دهد،
مرا در آغوش خود بگير و بگذار تا در تو فرود آيم.
تو از عشق برتري و از من برتري و اين از افروختگي چهره ات نمايان است و من اين را به همه گفته ام.
با پاهاي برهنه در ميان اشك هايم قدم بزن...
تنهايم مگذار،
من به تلاطمي كه طوفان حضورت در درياي وجودم ايجاد مي كند،
محتاجم.
براي داشتن موج هاي مرتفع عشق،
براي حيات،
بايد در كنارم باشي.
مي دانم گاهي وقتها دير به دير برايت مي نويسم،
دوست دارم حرفهايم در دلم جمع شود،
آنوقت،
از ميان آنها بعضي ها را برگزينم
و برايت ... .
دوست دارم جمله ام ناتمام بماند،
باورت مي شود هيچ كلمه اي نيست تا احساس مرا در مقابل تو بيان كند.

![]() |
Nancy Ajram's " Enta Aih" Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Oul Tani Keda" Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " La Ma Khelset El Hekaya" Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Lawn 3yoonak " Video Clip
|
![]() |
Nancy Ajram's " Ah w Nos " Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Ya Salam " Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Yay Sehr Oyouno " Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Neseto Garho " Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Akhasmak Ah" Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " El7a2ny" ( Follow Me) Video Clip |
![]() |
Nancy Ajram's " Sheel Oyounak Anni" Video Clip |
دیشب به یاد تو تنها گریستم
مستانه گریه کردم، دریا گریستم
طوفان غم چو داد گلستان دل به باد
بر حال پر پر گلها گریستم
من بودم و خیال تو در نیمه های شب
بر بخت خویش و این دل شیدا گریستم
بیخود شدم ز گریه و رفتم به اشتیاق
معراج دل نمودم و آنجا گریستم
در جستجوی او ، من آواره ابروار
بر کوه و دشت و دامن و صحرا گریستم
بر زورق دلم شب تیره به موج غم
پنهان به آه بود و پیدا گریستم
هر چند نکته سنج و سخن آورم ولیک
شب در خیال لعل شکر خواب گریستم
موسی به عشق روی تو خودش بود تا سحر
تنها ترانه گفتم و تنها گریستم

اگه عشق منی
آهای تویی که ازمن
باهررنگ وفریبی
میخوای دل ببری باز
ولی با هم غریبیم
اگه تو حقه بازی
منم دستتُ خوندم
یکی دیگه روتوقلبم
بجای تونشوندم
اگه عشق منی
چرابادیگرونی
میخوای بری برو
چرادل میسوزونی
ولی یه روز میایی
که خیلی دیره
یکی دیگه توقلبم
جای تورومیگیره


چشمهايم را كسي به زور مي بندد ... چشمهايم را اگرببنديد پلكهايم بي وقفه تلاش خواهند كرد ... هيچ كس كورتر از آنكه نگاه نمي كند نيست ... پروانه بايد در باد رها باشد ... قفس جاي پرزدن ندارد اين را همه مي دانند ... تعجب من بارها از اين است كه ميان اعداد گيج شده اند بعضيها ... ! دلم پروانه اي در مشت ايشان است ..من به نقطه تحمل رسيدم و اينك پرواز كردن كم كم از ياد من خواهد رفت ... زيار انديشه هايم ،انگيزه هايم و اميدهايم دفن مي شوند در اين قفس ... خدايا پرواز را در حافظه ام حفظ كن تا روزي كه درهاي قفس را باز كنم و مشت گره كرده ايشان مرا به فضا پرتاب كند
تو هوای ِبغض ِ باغچه، تُو همون الهه هستی
که با دست مهربونت، زخم آینه ها رُ بستی
توی ِ قصّه ی شبونه، تو همون فرشته هستی
که تو تکرارِ هَراسَم، شبُ از پایه شکستی
تو همونی که می تونی،واس ِ من غزل بخونی
توی ِ دریای ِ نگاهت، قایِق عشقُ برونی
تو همونی که می خواستم،قصّه هام مالِ تو باشن
گلای باغچه می خواستن، که با دستای تو واشَن
تو همون پنجره هستی، که تو شعرام خونه داری
توی ِ فینال ِ محبّت، می دونم کَم نِمیاری
تو واسم زمزمه سازی، مثِه بارون واسِه دریا
تو همون لحظه ی نابِ، چیدنِ عشقی تو رؤیا
تو برام مایه ی شوقی، واسه رفتن تا ستاره
مَنُ پُر کن از ترانه، واسه پروازِ دوباره...
من ،کوير،خورشيد
قسم خورده ايم به تنهايي خدا
و از آسماني که ماه را از ما گرفته
باران نمي خواهيم
*****
خورشيد آواره وار طلوع کرد
ديوانه وار انتظار کشيد
ومعصومانه غروب کرد
و شايد ماه نمي داند
چرا آسمان شب
مال اوست
*****
تا حالا به اين فکر کردي که چرا غروب رنگش سرخه
غروب رنگش سرخه
چون خورشيد آتيش مي گيره
وقتي ميبينه من و تو کنار هميم
******













