آرزوی تصاحبت برای من سراب بود
تمام نقشه های من چو نقشه ای بر آب بود
باز بگو برای من بگو که مالک تو کیست
کاش همیشه از توام برای من جواب بود
من و تو صداقت و دوباره گفته های ناب
دلم از این خیال خام همیشه چون کباب بود
هنوز هم بیاد تو همیشه مست و بی خودم
تمام حرفهای تو برای من شراب بود
دوباره مثه قصه ها قصه یک شاه و گدا
قصه ما شبیه یک قصه ای از کتاب بود
التماست میکردم برای آخرین بار
گفتم نرو عزیزم نگو خدانگهدار
فقط گفتی یک کلام فراموشم کن ای یار
برو واسه همیشه برو خدانگهدار
چه جور دلت اومد تو ساده ازم گذشتی
رفتی با یه غریبه رفتی تنهام گذاشتی
آخه بگو بی وفا رسمش نبود که بری
نگفتی من میمیرم چرا ازم گذشتی
خواستی به پات بیافتم آره به پات افتادم دانلود آهنگ
غرورم و شکستی هیچی بهت نگفتم
چه شبهایی که تا صبح واست گریه می کردم
تقاص گریه هامو حالا از کی بگیرم
التماست می کردم برای آخرین بار
گفتم نرو عزیزم نگو خدانگهدار
فقط گفتی یک کلام فراموشم کن ای یار
برو واسه همیشه برو خدانگهدار!!!![]()

|
عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیدم زره غبار آلود نگهم پیشتر زمن می تاخت بر لبانم سلام گرمی بود
شهر جوشان درون کوره ظهر کوچه می سوخت در تب خورشید پای من روی سنگفرش خموش پیش می رفت و سخت می لرزید
جوی خشکیده،همچو چشمی کور خالی از آب و از نشانه او مردی آوازه خوان ز راه گذشت گوش من پر شد از ترانه او
روی دیوار،باز پیچک پیر موج میزد چو چشمه ای لرزان بر تن برگهای انبوهش سبزی پیری وغبار زمان
نگهم جستجو کنان پرسید: "در کدامین مکان نشانه اوست؟" لیک دیدم اتاق کوچک من خالی از بانگ کودکانه اوست
عاقبت خط جاده پایان یافت من رسیدم ز ره غبار آلود تشنه بر چشمه ره نبرد ودریغ شهر من گور آرزویم بود
بلاخره من برگشتم البته باید بر می گشتم و از اینکه اومدم خوشحالم و دلم برای گروهمون تنگ شده بود |
